• سه شنبه ۲۹ آبان ماه، ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۸
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 978-4790-5
  • خبرنگار : 1036
  • منبع خبر : ایسنا استان گلستان

/یادداشت/

وحدت فرق اسلامی، بنیادی ترین نیاز مسلمانان

یکی از مهمترین و شاید اساسی ترین و در عین حال بنیادی ترین نیاز جامعه بشری و مخصوصا مسلمانان در شرایط کنونی؛ زندگی  مسالمت آمیز بین فرق و مذاهب اسلامی است.  قرآن کریم و سنت نبوی(ص) بر وحدت مسلمان تصریح کرده و بر دوری از اختلاف و پراکندگی و ید واحده و زندگی برادرگونه تاکید نموده اند.

قریب باتفاق بزرگان و دانشمندان و علمای جهان اسلام از گذشته های دور با پیروی از آیات قرآنی و تاسی از سنت نبوی بر وحدت شیعه و سنی و زندگی مسالمت آمیز اهتمام داشته و تلاش های گسترده ای را تاکنون انجام داده اند اما به نظر می رسد متاسفانه آن اقدامات  کافی نبوده و به کار و تلاش مضاعف نیاز دارد.

اخوت، کرامت انسانی، احترام متقابل، تکیه بر فرهنگ گفتگو، تعامل و پرهیز از توهین و افترا، رعایت اصل عدالت، تألیف قلوب، قبول صلح، پایبندی به پیمان ها و معاهدات و احترام متقابل هر کدام از آنها می تواند نقش مهم و اساسی در فرایند رسیدن به همگرایی و همزیستی مسالمت آمیز ایفا نمایند. جای‌ هیچ گونه تردیدی نیست که افراد بشر می توانند با کمال صلح، صفا، برادری‌ و صمیمیت‌ با هم‌ زندگی کنند و به نوعی ادامه زندگی‌ به غیر‌ این صورت،‌ برای‌ انسان ها‌ امکان‌ پذیر نیست.

اقبال لاهوری، سید جمال الدین حسینی، امام خمینی(ره) و آیت الله مرتضی مطهری از پیشگامان تحقق وحدت مسلمانان بوده اند.
اقبال لاهوریي بر این باور بود که قرآن و پیامبر اسلام (صلی الله) باید یگانه منبع عشق ورزیدن مسلمانان باشد تا مسلمین بتوانند خود را به ساحل نجات برسانند.

اقبال از تفرقه و صدپارگی ملت های مسلمان می‌نالد و در اکثر اشعار خود مسلمانان جهان اسلام را به وحدت و دوری جستن از تفرقه و منطق گرایی سفارش می‌کند. از خود بیگانگی مسلمانان را سبب دل باختن به فرهنگ بیگانه و تنها راه نجات بشر را راه دل بستن به جمال مصطفی (ص) می دانست.

محمد اقبال اگر چه خود به سرزمین و جغرافیای خاص تعلق داشته است ولی تفکر و اندیشه او خارج از جغرافیا و سرزمین خاص بوده است و قلبش برای وحدت مسلمین می‌تپید و مکتب رهایی بخش اسلام را تنها راه نجات بشریت می‌دانست. او دل بستن به نسب های عجم و عرب را نجات بخش نداسته و عشق ورزیدن و عمل به سنت‌های رسول خدا (ص) را تنها راه نجات بشر می‌داند.

او همه مسلمین را از یک شاخسار و پرورده یک نو بهار می‌داند و تفرقه را در میان آنان حرام دانسته و در شعری که بر سنگ مزار او نیز نوشته شده است چنین می‌سراید. اقبال، راه دگرگونی مسلمین را توسل جستن به قرآن می‌داند و بر این باور است که اگر این کتاب الهی در جان و دل مسلمین ریشه کند، جهان دیگری در مقابل دیدگان آنها گشوده خواهد شد.

به نظر سیدجمال، بزرگ ترین عامل در جهت استیلای استعمارگران بر جهان اسلام، جهل و نادانی مسلمانان است و از این روی، وی مرتباً مسلمانان را به بیداری و خرافه زدایی و خرد ورزیدن دعوت می کرد.

سعی سیدجمال بر این بود که تغییر و تحول را از عقول و نفوس یا همان افکار و اخلاق مردمان آغاز کند و با این تحول، آنان را با هویت راستین خود آشنا نماید.

سیدجمال هرگز استعمار را تنها عامل انحطاط و عدم پیشرفت مسلمانان نمی دانست، بلکه معتقد بود مسلمانان پیش از ورود استعمار، دچار انحطاط و ضعف فکری شده بودند و با الهام گرفتن از قرآن معتقد به تحول از درون بود. از نظر وی مسلمانان باید از درون به مقابله و سازندگی توانا شوند تا دوباره در مسیر پیشرفت قرار گیرند.

از دیدگاه وی مهمترین  مشکلات جامعه اسلامی نقض روح فلسفی و عقلانی، استبداد حکام، جهالت و بی خبری توده مسلمانان، عقب ماندن آنها از کاروان علم و تمدن، نفوذ عقاید خرافی در اندیشه های مسلمانان، رذایل اخلاقی و تفرقه و جدایی افکندن میان مسلمانان تحت عناوین مذهبی و غیرمذهبی و نفوذ غرب است.

در اندیشه امام خمینی(ره) وحدت اسلامی شامل نوعی وفاق شناختی و ارزشی است که منشأ الهی و معنوی دارد و در کتاب و سنت نمونه های هنجاری و رفتاری آن در بعد نظری و عملی تدوین گردیده است. چنین وحدتی ناشی از انرژی عاطفی، همت و اعتماد متقابل افراد و گروههاست که مقصد شریعت، موجب قدرت، عامل اصلاح و پیشرفت و مانع فساد جامعه است.

امام خمینی(ره) معتقد است یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیای عظام علیهم السلام، که علاوه بر آنکه خود، مقصود مستقل است، وسیلۀ پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینه فاضله می باشد، توحید کلمه و توحید عقیده است و اجتماع در تمام امور و جلوگیری از تعدیات ظالمانه ارباب تعدی است که مستلزم فساد بنی الانسان و خراب مدینه فاضله است.

این مقصد بزرگ، که مصلح اجتماعی و فردی است، انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحاد هم و الفت و اخوت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری. افراد جامعه باید طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند، هر جمعیت به منزله یک شخص باشد و افراد به منزله اعضا و اجزای آن باشند و تمام کوششها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی، که صلاح جمعیت و فرد است، چرخ زند.

همچنین استاد مطهری در مقدمه کتاب امامت و رهبری درباره مفهوم "اتحاد اسلامی" می‌گوید: «مفهوم اتحاد اسلامی که در صد سال اخیر میان علما و فضلای مؤمن و روشنفکر اسلامی مطرح است این نیست که فرقه‌های اسلامی به خاطر اتحاد اسلامی از اصول اعتقادی و یا غیر اعتقادی خود صرف‌نظر کنند و به اصطلاح مشترکات همه فرق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند. چه این کار نه منطقی است و نه عملی.

چگونه ممکن است از پیروان یک مذهب تقاضا کرد که به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمین، از فلان اصل اعتقادی یا عملی خود که به هر حال به نظر خود آن را جزء متن اسلام می‌داند صرف نظر کند؟ در حکم این است که از او بخواهیم به نام اسلام از جزئی از اسلام چشم بپوشد.

پابند کردن مردمی به یک اصل مذهبی و یا دلسرد کردن آنها از آن، راههای دیگر دارد و طبیعی ترین آنها منطق و برهان است. با خواهش و تمنا و به نام مصلحت، نه توان قومی را به اصلی مؤمن ساخت و نه می‌توان ایمان آنها را از آنها گرفت.

ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروی اهل‌البیت علیهم السلام را داریم. کوچکترین چیزی حتی یک مستحب و یا مکروه کوچک را قابل مصالحه نمی‌دانیم. نه توقع کسی را در این زمینه می‌پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم که به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامی از یک اصل از اصول خود دست بردارند. آنچه ما انتظار و آرزو داریم این است که محیط حسن تفاهم به وجود آید تا ما که از خود اصول و فروع داریم، فقه و حدیث و کلام و فلسفه و تفسیر و ادبیات داریم بتوانیم کالای خود را به عنوان بهترین کالا عرضه بداریم تا شیعه بیش از این در حال انزوا بسر نبرد و بازارهای مهم جهان اسلامی به روی کالای نفیس معارف اسلامی شیعی بسته نباشد.

اخذ مشترکات اسلامی و طرد مختصات هر فرقه ای نوعی خرق اجماع مرکّب است و محصول آن چیزی است که قطعاً غیر از اسلام واقعی است، زیرا بالاخره مختصات یکی ار فرق جزء متن اسلام است و اسلام مجرد از همه این مشخصات و ممیزات و مختصات وجود ندارد.

مقصود از وحدت اسلامي، وحدت مذهبي فرقه‌هاي مختلف اسلامي نيست بلكه هر فرقه‌اي مي‌تواند و بايد بر اصول خود پافشاري كند و در عين حال براساس مشتركات فراوان با ساير فرقه‌ها با آنها متحد باشد و جبهة واحدي را در مقابل دشمنان اسلام پديد آورند، مي‌يابيم كه اتحاد اسلامي يك خيال و رؤياي غيرعملي نيست، اندكي تلاش و تيزهوشي در برابر نقشه‌هاي تفرقه‌افكني دشمن ما را به اين مقصود مي‌رساند. اميد است با تحقق كامل اين هدف مقدس، شاهد عظمت و اقتدار جهان اسلام باشيم.

دکتر علی شاهینی، پژوهشگر و استاد دانشگاه

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: